حوايم !

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

  وقتی خدا عشق رو آفرید

  اصلن قرار نبود کسی این وسط قربانی بشه؛

  ولی حالا بعد از گذشت هزاران هزار سال ،

  هنوزم وقتی پای عشق به میون میاد،

  یاد ِ عاشقایی می افتم که به خاطر معشوقشون

  از روح و جسم و زندگی شون می گذرن!

  حتی از عشقشون !

 

 

... عشق ِ من میوه ی ممنوعه ای بود که چیدمش !

 

   حوای هميشه ی تاريخم گويی ... آدمی می خواهم ... اگر يافتيد خبرم کنيد. چشم انتظارم!

 

 

 

/ 43 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

من که درست نفهميدم چی شد. عاشق از عشق‌اش به خاطر معشوق‌اش می گذره؟ عجب دوره زمونه ای شده واقعن.

سانتو آریانو (سینمای ایرانی)

سلام شقايق ... طبق درخواستت نام بهرام رادان جای شهاب حسينی رو گرفت و البته راي های اونو!!! ... می تونی به بازيگر مورد علاقه ات رای بدی...

ashil

فكر نمي كردم حافظه ت اينقدر قوي باشه... آره شقايق من همونم که زمانی با وبلاگ pashneyeashil زندگي مي كردم... نوشته هاتو دوس دارم واسه همين ميام و مي خونمش... اگه خواستي يه سر بيا به وبلاگم، يه فيلمنامه ي تازه گذاشتم كه مي خوام بخوني و درباره ش بهم بگي... مرسي...

شقایق

سلام دوست هم اسم...آدمی که تو دنبالش میگردی هست ولی راحت پیدا نمیشه که اگه سخت پیدا شد بدون همون آدمی بوده که حوای وجود تو می خواسته /اگه آدمت رو پیدا کردی به همه نشون بده که هنوز هم آدم وجود داره ای مهربان/ عاشق و شاد باشی

bita

مهربونترين حوای دنيا........

**مهدي---~~~**دفتــــــر عشق**

سلام خوبي؟ اومدم عرض ادبي كرده باشم. خوشحالم كه تونستم باز بيام وبت... موفق باشي دوست قديمي..... در پناه حق.....

كاوه

فکر کنم وقتی خدا عشق رو آفريد توی يه منفی اشتباه کرده بود که اينطوری شد...

Hamed9537

سلام، مرسی که سر زدی‌ :) بازهم بيا روزنوشت منتظرته :) موفق باشی

شقایق

کمک می طلبم ! نمی دونم چه جوری بايد لينک بلاگ رو لينگ رو بزاريم ! کسی می دونه؟

بابک

حالمان بد نيست غم کم می خوريم کم که نه؛ هر روز کم کم می خوريم آب می خواهم سرابم می دهند عشق می ورزم عذابم می دهند من که با دريا تلاطم داشته ام راه دريا يا چرا گم کرده ام ؟ . . . . حافظ ديوانه فالم را گرفت يک غزل آمد که حالم را گرفت: ما ز ياران چشم ياری داشتيم خود غلط بود وانچه می پنداشتيم