بر می گردم!




در خون آبه ای از نداشته های دنيا زاده شده ام !<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />


مرا برگردانيد ،


خانه ام را می خواهم ؛


خود ِ خودم را می خواهم ؛


برگردانيدم !



به چشمهایم نگاه نکنید ،


روزگاری ، قسم ِ بی دروغ ِ عاشقی بودند .


ولی اکنون جز دو حفره ی سیاه ِ تو خالی ...


نگاهم نکنید !



دوری کنید از من ،


مترسک ِ پوشالی که نگاه کردن ندارد !


از جانم چه می خواهید کلاغکان بی منقار ؟


می خواهم به ناکجاآبادی که متولد شدم برگردم ؛


کسی حرفی دارد؟



تولدم را به خاطر نمی آورم ،


خا نه ام را ، کاشانه ام را ، حتی تو را !


شرطمان را به سادگی ام باختم ،


بازیچه ی کدام تبانی شده بودم ، تو می دانی ؟


می خواهم برگردم !



نه آسمان ِ آبی می خواهم ....


نه زمین ِ کهنه ی متعفن را ؛


تنم ارزانی شما ،


فقط برگردانیدم !


.


.


.


.



دارم برمی گردم ، کسی نامه ای ، پیغامی، بوسه ی مکتوبینداره براش ببرم ؟




/ 45 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پیامبر بی کتاب ...

بر می گردم ، با چشمانم که تنها يادگار کودکيم هستند...آيا مادرم مرا بازخواهد شناخت؟

علاء محسنی

شقايق عزيز٬ مرسی از اظهار لطفت٬ واقعاْ جای عزيزانی مثل تو در تمرينات خاليه٬ اميدوارم حميد امجد حداقل نشانی وبلاگ جديدت رو توی سايت پرچين درست بکنه!!!

man

صبرو طاقت اصلا بايد يه وقتايی تموم شن که دوباره بشه با يه چيزای ديگه ای پيداشون کرد...وگرنه قوره هامون چه جوری حلوا بشن/.....همين.

maziar

salam webloge jalebiiye man addresse shoma ro az orkut bar dashtam age toonestiid be manam ye sari bezanid mamnoon misham

مژگان

شقايق جون دارم ميام تهران ....نميدونم ای ديت کدومه که برات آف بزارم ! يعنی تو ای ديا پيداش نکردم !!

شب پره

شقایق عزیز این وبلاگ تو هم که برای ما ناز می کنه و باز نمی شه٬ / اما ما هممون دوست داریم برگردیم اما حیف که راهشو بلد نیستیم ... میدونی راستش یک چیزایی اینجا جا گذاشتم که تا نگیرمشون نمی تونم برگردم خلاصه...

negar

سلام خوبی؟ تلفن می زنم جواب نميدی کسی رو غير من عذای نمی دی