بابونه !

 

برای شبنم طلوعی ... که طلسم ترانه هايم را شکست !

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

 

فصل تبعید ستاره، تو شب کبود پاییز

فصل تنهاییه دستا، پشت ِ این پلکای لبریز

 

لحظه ی سکوت ِ یک دل، لحظه ی وداع بانو

عطر ِ بابونه ی وحشی، فصل ِ آخرین ِ جادو

 

 

بی خیال ! دنیا بزرگه، تو طلوع ِ بی غروبی

یه نبرد ِ نا برابر با مترسکای چوبی

 

 

آسمون ِ سرد ِ مغرب! ما دلُ به تو سپردیم

تک تک ِ ستاره ها رو تو سکوت ِ شب شمردیم

 

رگ ِ این خزونُ امشب، می زنیم با دشنه ی فال

سهم ِ تو بهار ِ گلریز، سهم ِ ما یه بوسه ی کال

 

 

بی خیال ! دنیا بزرگه، تو طلوع ِ بی غروبی

یه نبرد ِ نا برابر با مترسکای چوبی

 

 

 

/ 36 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تایماز

شقايق عزيز سلام...شايد الآن منو نشناسی شايدم بشناسی...(تئاتر همين وتمام سابق)...هر چی که هت خوشحالم که اينجام...حالا که دوباره اومدم...ديگه ولت نمی کنم...خيلی قشنگ بود...چاکرم/////

شملک

سلام شقايق جان با اجازه من لينکتو گذاشتم ( داری منو؟ اول لينک می ذارم بعد اجازه ميگيرم ‌D:)

tannaz

زيبا بود و پر حرف...راستی لينکيدمت!

یک پیام

خانه ی نو مبارک هر چند دیر تبریک گفتم اما ...خوب نبودم...! نوشته هات مثل قبل دارئه فرم می گیرئه !خوب باشی!هزار تا.

جشنواره های اینترنتی سینمای ایران

سلام شقایق تئاتری ... من آریانو هستم ... چرا به وبلاگ جشنواره ها سر نزدی؟! ... نکنه از اينکه «گل يخ» ۶ تا زرشک گرفته دلخوری؟! اما بايد بدونی که با تمام اين حرفها ، گل يه يک فروهر زرين نيز گرفته!

واثق

سلام آبجی. شعرت خيلی خيلی قشنگ بود. دستت دردنکنه. هميشه شاد و پيروز باشی

Mojoodi 2 pa

misheh begi cheh joori shekast?????? shabnam ro migam

سگ ولگرد

تو، شقایق... راستی راستی یه تئاتری ای؟؟؟ به وبلاگت که نمیاد... در ضمن من سگ مرده یه تئاتری ام اما وبلاگم تئاتری نیست... ترانه ات خوب تر بود...