- ؟ -

 

      دیگر هیچ قلبی را نشکنید !<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

              تنها بند زن ِ شهر دیشب ريق ِ رحمت را سرکشید ...

 

  

/ 44 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امیرحسین بهبهانی نیا

شقايق شاهکار بود!/ خيلی خوب بود!/ ساعت سه و ربع شبه!/ کلی حال کردم و خواستم برات اس ام اس بزنم!/ خوب شد که قبل اش به ساعت نگاه کردم!/ واقعا عالی بود!/...!/ بيام تهران می بينمت!/

محمد

چقدر الان بهت احتياج دارم.... يه شعر گفتم. ميخوام نظرت رو بدونم... حالت خوبه؟!! :(

شاهزاده ي سرطاني

من هيچ وقت نشکستم که بند بخوره. فکر کنم اون بند زنه از سر بيکاری مرده.

چشم بد دور

از آخرين اطلاعات و اخبار درباره نمايش «چشم بد دور» به نويسندگي و کارگرداني امير امجد بازديد نماييد.

مهدی

سلام من در سبک شعریم تغییراتی دادم. اگه زحمتی نیست برید اونارو بخونید و نظرتونو بدید

man

اين ؛ريق؛ هم کلمه با نمکيه....با جيغ و ضيغ هم خانواده است؟؟...همين.

Ariano

سلام شقايق ... ديگه تو جمله ها خيلی صرفه جوئی می کنی! ... وبلاگم بعد از يه ماه آپديت شد ... بدو بيا که منتظرم!

پسرک

سلاااااااااااام ! خوبی؟ خیلی وقت بود اینجا نیومده بودم ! بابا خیلی خوب می نویسی ! خسته نباشی ... خیلی بهتر از قدیماست ! امیدوارم همیشه خوب باشی و خوب بنویسی ! ما هم هستیم ! یا حق / پسرک !!!!!!!!!!!!!!