تک نوشته ها - ۷

 

 

      دیشب<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

     نذر کرده بودم

 

     به درگاهش

 

     صبح

 

     تن ِ بی جانم

 

     در امتداد ِ

 

     طناب ِ

 

      دار

 

     می رقصید !

 

/ 29 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهزاد

يادداشت اول :آشنا زدايي ما بارها و بارها به موضوعات اطراف خود خيره شده ايم . و آنقدر با مسائل راحت برخورد مي كنيم ، تو گويي كه آنها را كاملا مي شناسيم . اين امر به دليل عادت است . به دليل تكرار . ما فكر مي كنيم كه موضوعات اطراف خود را مي شناسيم . در صورتي كه اينگونه نيست . اگر كمي دقت كنيم ، مي شود فهميد كه ما اصلا شناختي نسبت به اطرافمان نداريم . يك مثال مي زنم : فكر كنيد كه مسير خانه تا محل كارتان را هميشه از سمت راست خيابان حركت كرده ايد و در برگشت نيز ، همان مسير (كه در برگشت مي شود : سمت چپ خيابان ) را طي كرده ايد .

بهزاد

يادداشت دوم :كافيست كه يك بار از سمت چپ خيابان به محل كارتان برويد وبرگشت را نيز ازهمان طرف ( كه مي شود سمت راست خيابان ) حركت كنيد . ناگهان مي بينيد كه انگار براي اولين بار از آن خيابان گذشته ايد !!! چون هميشه از يك سمت ( راست ) رفته بوديد ، هيچگاه به معماري بالاي سرتان توجه نكرده بوديد . اما حالا كه از سمت مقابل ( چپ ) در حركتيد آن را به راحتي مي بينيد . به اين مي گويند آشنا زدايي . يعني چيزي كه برايمان بر اثر عادت و تكرار معمولي و قابل لمس بود ، با تغييري كوچك از بين رفت . شناخت قبلي مشكوك شد و شناخت جديد جايگزين آن شد . ـ نظر تو چيه ؟

man

يکی می گفت مراقب باشين چی آرزو می کنين..چون يه وقتای ممکنه برآورده بشه...همين.

شملک

ياد سرهای بی گناه بالای دار افتادم

البرز

هر شب ستاره اي به زمين مي كشند و باز ... اين آسمان شب زده غرق ستاره است ! نازنينم چقدر دلم براي خوبي ها و مهربوني هاي كودكانه ت تنگ شده . ديشب با دوستان قديم جمع بوديم دور هم سينا و مزدك ، توبياس هم كلي يادت كرد. هنوز مزه ي اون ترانه ي قشنگت زير دندونمه ! بدون كه البرز خيلي خيلي دوستت داره دخترك دوستداشتني

kambiz

سلام.ممنون از اينکه به من سر زدی. مدتی هست که به دليل از رفتن عزيزی حال و روز خوشی ندارم. اميد وارم بتونم بيشتر از نوشته های زيبات استفاده کنم

هومن

نذر کردم بهش برسم اما نرسيدم آخه يکی قبل از من نذر کرده بود!!

Saba tehrani

سلام.....زيباست ...و معبدت هميشه سبز و بهاری باد. موفق باشی.

shabnam taraneh

سلام به حس ناب و عميق شعرهايت بانوی معبد سوخته!....من منتظر به روز شدن وبلاگت هستم......در ضمن وبلاگ شبنمترانه((عشق تو را دوست می دارد)) طبق رسم هر دوشنبه به روز شده.....(شبنم ترانه)

حامد

خيلی قشنگ بود ولی چرا انقدر تلخ