کودک که بوديم ...

<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 

کودک که بودیم می گفتند بختتان در گرو « گره » زدن سبزه هاست،

 سیزدهم اول هر بهار !

گره زدیم ، گره زدیم و گره زدیم ...

ناغافل از اینکه ریسمان عقل و منطق را گره کوری زدیم بس اساسی!

بزرگتر که شدیم آنقدر گره زده بودیم  که حساب همه چیز از دستمان در رفته بود؛

آنقدر سیزدهم اول هر بهار را در پی بختمان از دست دادیم که نفهمیدیم کی بزرگ شدیم...

 

امروز اما بزرگتر از همیشه شدم

و می خواهم سیزدهم اول این بهار را،

 دور از هر سبزه و گره و بخت

به آسمان نگاه کنم !

 

/ 47 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شقايق

درست مثل من!هنوز هم هيچ كدوم از اون همه گره باز نشده.آسمون رو خيلي دوست دارم خيلي زياد .سبزه گره زدم اما نگاهم به آسمون بود .سيزده بدر آينده ، من هم فقط به آسمون نيگا مي كنم خدا كنه آسمون ابري نباشه....

محمد(مملي)

سلام . قبل از اينکه به سيزده نوروز برسيم از ديد و بازديد شروع کنم . ميگن هر ديدی بازديدی داره اما من مرتب به ديد ميام و بازديدی از جانب تو نميشه . بابا لااقل ماهی يه دفعه هم که شده به من هم سری بزن ميدونم که شايد مطالب ارزنده و بدرد بخوری نداشته باشم اما خوشحال ميشم که ببينم بهم سر ميزنی . متوجه ميشم که هنوز فراموشم نکردی و بعنوان يه دوست وبلاگی هنوز در خاطرت هستم .

س.عميد

*کلمه* برای افسانه امير و امير افسانه , به روز شد !

محمد

ای دريغ از ما اگر درسی نگيريم از بهار...

www.amiraghaee.com

.اين امير آقايی يه کتاب داره به اسمه:ميتوانستم سر به هوايت باشم. اونم هميشه دم عيد دق ميکنه.

محمد

سلام. خوبيد عزيز. يک چرا ! چرااااا ؟ چی شده ؟ التماس دعا. يا حق.

ملکه سبا

امروز وقتی داشتم از مدرسه بر می گشتم خدا داشت گریه می کرد . دل ام می خواست آسمون رو ببینم اما اونقدر خسته بودم که حتی نفس کشیدن رو هم به اجبار انجام می دادم . زمین نگاه من رو دزدیده بود . کنار یه گودال پر از آب عکس آسمون رو روی زمین دیدم . عزیز ام ...همیشه برای دیدن آسمون نباید حتما سرت رو بالا بگیری توی زمین هم میشه آسمون رو دید . فقط باید دیدت رو گسترش بدی ...

Solh

همـــــــوطـــن فـــــريــــــاد: اعتراض کانون وبلاگ نـويسان ايــران به دستگيـری نجمه اميـدپرور نويسنده وبلاگ طلوع آزادی و همسر محمد رضا نسب عبداللهی وبلاگ نويس زندانی به تاريخ 10 اسفند توسط نيروهای وزارت اطلاعات رژيم طالبانی بازداشت و به زندان انتقال داده شد. با توجه به سابقه دستگيريها و شکنجه های وبلاگ نويسان قبلی شکنجه و آزار و اذيت نجمه اميدپرور که باردار نيز می باشد بسيار جدی است. پن لاگ اعتراض و نگرانی شديد خود را به دستگيری اين زوج وبلاگ نويس و همچنين سرنوشت تمامی وبلاگ نويسان در بند اعلام می دارد و خواهان آزادی بی قيد و شرط نويسندگان مزبور است. لازم به يادآورست که آرش سيگارچی،مجتبی سميعی نژاد،مجتبی لطفی از وبلاگ نويسان و وب نگاران، همچنان در بند می باشند. ما از تمام آزاديخواهان و فعالان حقوق بشر خواهان حمايت و پی گيری وضعيت وبلاگ نويسان در بند می باشيم. کانون وبلاگ نويسان ايران

تایماز

cara amica ,....certo che ti ho ricordato...pensava che tu mi hai dimenticato, ma adesso vedo che non e' cosi.perche mi hai scrito nella questa lingua? ....