!... بانوي


منزل
قديما
چاپار
 

پنجشنبه ۱٩ خرداد ،۱۳۸٤

 

بر می گردم!

 




در خون آبه ای از نداشته های دنيا زاده شده ام !


مرا برگردانيد ،


خانه ام را می خواهم ؛


خود ِ خودم را می خواهم ؛


برگردانيدم !



به چشمهایم نگاه نکنید ،


روزگاری ، قسم ِ بی دروغ ِ عاشقی بودند .


ولی اکنون جز دو حفره ی سیاه ِ تو خالی ...


نگاهم نکنید !



دوری کنید از من ،


مترسک ِ پوشالی که نگاه کردن ندارد !


از جانم چه می خواهید کلاغکان بی منقار ؟


می خواهم به ناکجاآبادی که متولد شدم برگردم ؛


کسی حرفی دارد؟



تولدم را به خاطر نمی آورم ،


خا نه ام را ، کاشانه ام را ، حتی تو را !


شرطمان را به سادگی ام باختم ،


بازیچه ی کدام تبانی شده بودم ، تو می دانی ؟


می خواهم برگردم !



نه آسمان ِ آبی می خواهم ....


نه زمین ِ کهنه ی متعفن را ؛


تنم ارزانی شما ،


فقط برگردانیدم !


.


.


.


.



دارم برمی گردم ، کسی نامه ای ، پیغامی، بوسه ی مکتوبی نداره براش ببرم ؟




 
 

...

 

 
L O G O

شماره بازديد

وضعيت من در ياهو

پيوند
pedramp.persianblog.ir

 


پشتيباني
Persian Blog

 
[ منزل | قديما | چاپار ]