!... بانوي


منزل
قديما
چاپار
 

شنبه ۱٧ اردیبهشت ،۱۳۸٤

 

شازده ی هزار و يک شب من !

 

 

می آیی ،

 آرام آرام و پاورچین ،

از پشت این شب مصلوب ؛

و چشمهایی که هنوز باران خورده ی یک تکرار عاشقانه اند ،

به تاوان کدامین گناه باید بمانم و این سکوت ابدی را تاب بیاورم ؟

سکوت را بشکن ای شازده ی هزار و یک شب من ؛

سکوت این دل عاشق را با نگاهی بشکن !

 

...

 

هزار هزار پولک نقره ای چسباندم به صورت آسمان ،

تا شبت را نورافشان کنم ؛

گفتی ، آسمان را چه به بزک ؟

و خندیدی؛ یادت هست؟

و من اسیر جادوی خنده های تو شدم !

کِی این هزار و یکمین شب به پایان خواهد رسید؟

 

 
 

...

 

 
L O G O

شماره بازديد

وضعيت من در ياهو

پيوند
pedramp.persianblog.ir

 


پشتيباني
Persian Blog

 
[ منزل | قديما | چاپار ]