!... بانوي


منزل
قديما
چاپار
 

جمعه ۱٧ تیر ،۱۳۸٤

 

مرا ببخش !

 

 

 

   مرا ببخش !

   این درخواست صادقانه ایست به جواب همه ی خوبی هایت ،

   که به قرینه ی معنوی در تمام ِ های و هوی کودکانه ام گم شد .

 

   مرا ببخش !

   ای نیاز هر لحظه ،

   طعم شیرین ِ حضورت را با هیچ کس قسمت نخواهم کرد؛

   بگذار بگویند دخترک دیوانه است ،

   بگذار هر چه می خواهند بگویند !

 

   مرا ببخش !

   ترانه هایم را روزی تقدیم ِ تو کردم ،

   بی هیچ منتی !

   گفتم بگذار استعاره هایم  را فقط برای تو بسازم !

   تویی که عزیزترینی !

 

   مرا ببخش !

   این آخرین درخواست من است ،

   بابت این گناه ،

   که بی اجازه عاشقت شدم !

 

 
 

...

 

جمعه ۳ تیر ،۱۳۸٤

 

بودن يا نبودن ؟ تراژدی يا کمدی ؟

 

 

 

 

    فردریک دورنمات می گه:

 

  

« تراژدی مستلزم گناه ، نومیدی ، میانه روزی وضوح رویا و حس مسئولیت است. در دنیای مضحک فعلی  دیگر گناهکار یا مسئول حضور ندارد، چون همه می گویند : ( دست ما نبود) یا ( جداً نمی خواستیم کار به اینجا بکشد) . ما به طور دست جمعی مقصریم و همگی در گناه آباء و اجدادمان غوطه می خوریم. فقط کمدی ، شایسته ی وضع ماست. دنیای ما دنیای مسخره و عجیبی است که بمب اتم هم دارد . در این صورت ، دیگر محلی برای تراژدی خالص وجود ندارد و فقط اتفاق وقایع اسفناک امکان پذیر است.»

 

  موافقین؟

 

 
 

...

 

 
L O G O

شماره بازديد

وضعيت من در ياهو

پيوند
pedramp.persianblog.ir

 


پشتيباني
Persian Blog

 
[ منزل | قديما | چاپار ]