!... بانوي


منزل
قديما
چاپار
 

دوشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸۳

 

ستاره می بافم !

 

 

 

    بهار می آید

 

   هنوز قاصدکان بی بهانه می رقصند ...

 

   و من برای آسمان دو چشمت

 

    ستاره می بافم !

 

 
 

...

 

چهارشنبه ٥ اسفند ،۱۳۸۳

 

کودک که بوديم ...

 

 

 

کودک که بودیم می گفتند بختتان در گرو « گره » زدن سبزه هاست،

 سیزدهم اول هر بهار !

گره زدیم ، گره زدیم و گره زدیم ...

ناغافل از اینکه ریسمان عقل و منطق را گره کوری زدیم بس اساسی!

بزرگتر که شدیم آنقدر گره زده بودیم  که حساب همه چیز از دستمان در رفته بود؛

آنقدر سیزدهم اول هر بهار را در پی بختمان از دست دادیم که نفهمیدیم کی بزرگ شدیم...

 

امروز اما بزرگتر از همیشه شدم

و می خواهم سیزدهم اول این بهار را،

 دور از هر سبزه و گره و بخت

به آسمان نگاه کنم !

 

 
 

...

 

 
L O G O

شماره بازديد

وضعيت من در ياهو

پيوند
pedramp.persianblog.ir

 


پشتيباني
Persian Blog

 
[ منزل | قديما | چاپار ]